شناخت الگوي صحيح مصرف

اگر رهبر معظم انقلاب‌ چندين سال پيش فرمان بسيج عمومي براي تمدن سازي داد و هر سال بر اساس آن راهبرد اساسي واصلي در نامگذاري سال‌ها براي مديريت كشوري، نامي خاص برمي‌گزيند، همه اين نامگذاري‌ها در راستاي دستيابي به تمدن جهاني اسلامي است كه آرمان همه بشريت در طول تاريخ و فلسفه و حكمت حركت‌ها و قيام‌هاي همه پيامبران و امامان(ع)‌بوده است.

شايد اگر بخواهيم هدف اصلي و اساسي انقلاب جهاني از آدم(ع)‌تا خاتم(ص) تا عصر حاضر برسيم و اهداف آموزه‌هاي وحياني را در طول تاريخ تحقق بخشيم وتمدن اسلامي را چنان كه فلسفه دين و حكمت آفرينش است در زمين مستقر سازيم و امكان رشد و تعالي و تكامل را فراهم آوريم، مي‌بايست به الگوهاي مصرف به عنوان يكي از مؤلفه‌هاي اصلي تمدن‌سازي توجه كنيم. از اين رو بخش عمده‌اي از آموزه‌هاي اسلام ، بيان اصول و مطالبي است كه به حوزه اقتصاد و چگونگي مديريت آن باز مي‌گردد.

يكي از مهم‌ترين بخش‌هايي كه در محقق ساختن تمدن اسلامي بسيار نقش كليدي دارد، مسئله چگونگي مصرف توليدات و بهره‌مندي از نعمعت‌هاي الهي است. از اين رو بيان الگوي صحيح مصرف و اصلاح دايمي و هميشگي آن بر اساس نيازها و توانايي‌هاي هر زمان، به عنوان دغدغه‌هاي جامعه‌ انساني و به ويژه دولت اسلامي مي‌باشد.

گستره معناي مصرف

مصرف به معناي استفاده و خرج كردن در ادبيات فارسي كاربرد تازه‌اي نيست. اين واژه هر چند كه در ادبيات عربي در معاني و مفاهيمي كه به كار مي‌بريم، به كار نرفته و نمي‌رود؛ ولي هم‌ چون واژگان ديگري كه از زبان عربي وارد زبان فارسي شده و معناي تازه‌اي يافته مي‌باشد توان آن را همانند واژه صرفه‌جويي دانست كه داراي معناي خاصي در ادبيات فارسي است.

اصلاح الگوي مصرف

حلقه مصرف در اقتصاد تقاضا كننده، نوع توليد و كميت آن است. هر ايراني الگوي مصرف خود را بايد با ميزان توليد خود بسنجد. هر فردي بايد بداند كه در جامعه ايراني چه توليد مي‌كند تا در مقابل آن بداند كه چه نوع و چه مقدار مصرف كند. تنظيم تفكر مصرف،  بر پايه‌ي تفكر توليد، الگوي مصرف را اصلاح مي‌كند.  كسي كه هيچ توليدي، در هيچ زمينه‌اي ندارد چگنه ممكن است براي خود حق مصرف اسراف گونه را داشته باشد. تفكر توليد حداكثري و مصرف حداقلي در فرار از اسراف و رعايت اصل قناعت، الگوي مصرف و اصلاح مي‌كند و اين قاعده را در عرف جامعه يك ارزش اقتصادي و اجتماعي مي سازد. ما مي‌‌توانيم با توليد حداكثر و مصرف حداقل، علاوه بر بازار مصرف ملّي، بازار مصرف بيگانگان را فتح كنيم و تنها حلقه مصرف داخلي، بلكه حلقه مصرف همسايگان را نيز به حلقه خدمات و توليد كشورمان متصل سازيم و شاهد شكوفايي اقتصاد كشورمان و استقلال اقتصادي ملت بزرگ ايران در جهان باشيم. انشاء الله

زنان در اصلاح الگوي مصرف نقش تعيين كننده‌اي دارند

و در اين ميان نقش زنان به عنوان مديرخانه، گام اول براي اصلاح الگوي مصرف است زنان در ارتقاء و بهبود زمينه‌هاي مختلف هر جامعه‌‌اي به عنوان اينكه تشكيل دهنده‌ي نيمي از جمعيت هر جامعه هستند نقش مهمي دارند. آنان از سرمايه‌هاي طبيعي و مالي جامعه محسوب مي‌شوند. آنان بدليل نقشي كه در برابر فرزندان خود ايفا مي‌كنند و نسل آينده را تربيت مي‌نمايند مي‌توانند نقش اصلي و اساسي حتي بيشتر از مردان داشته باشند. پس نقش آنان بدليل تربيت زير ساخت‌هاي جامعه و نسل‌ها مهم است. زنان با حضور در بخش‌هاي مختلف اجتماع به طور مستقيم يا غيرمستقيم و با اثرگذاري بر روي همسران و فرزندان در تحقق اصلاح الگوي صحيح مصرف بسيار نقش‌آفرين هستند.

مصرف تابع زن است

آموزش مصرف بهينه به زنان الزامي است

عزم جدي مدير خانه گام اول براي اصلاح الگوي مصرف

زندي مردم بر اساس يك سري سنت‌ها و آداب و  رسوم پايه‌ريزي شده است  و  از آنجا كه بر اساس برخي عادت‌ها شيوه‌هاي نامناسب در بخش‌هايي از زندگي با مصرف انبوه رو به رو هستيم براي پيشبرد اهداف توسعه در كشور بايد روش‌هاي مصرفي را اصلاح كنيم. واقعيت اين است كه مشكل مصرف بي‌رويه در همه زمينه‌ها از بلاهاي براندازي است كه اگر در هر كشوري بروز كند آن كشور براي نابودي،‌ديگر هيچ نيازي به دشمن خارجي ندارد. اگر آموزش‌ها و فرهنگ‌ سازي‌ها از مهدهاي كودك و مدارس ابتدايي شروع شود،‌ بدون شك تمام برنامه‌ريزي‌ها در آينده دور نتيجه بخش خواهد بود  و فرزندان آموزش ديده، مهم‌ترين كنترل كننده و هشدار دهنده براي والدين و بستگان خواهند شد. اگر كودكانمان از دوران طفوليت با مقررات راهنمايي و رانندگي، مسائل بهداشتي، تغذيه صحيح و همچنين اخلاقي آشنا شوند، بي‌ترديد آينده ما از حال بسي بهتر خواهد بود؛ از  اين رو نقش خانواده بسيار مهم است و در اين موفق است كه با ارزيابي مسائل اقتصادي خانواده، نيازهاي خود را تأمين كند و با برنامه‌ريزي‌ صحيح و هماهنگ كردن ايجاد يك زندگي سالم و رضايت بخش پيش رود، اگر استفاده درست ومناسب از خانه و خانواده شروع شود،  مي‌تواند كه بسياري از عادات نادرست رواج يافته در جامعه از بين مي‌رود. كارشناسان اقتصادي معتقدند،‌ اقتصاد جامعه از چگونگي در خانه تأثير پذير است، بنابراين اولين گام براي اصلاح اقتصاد جامعه، تلاش براي اصلاح اقتصاد خانه است؛ زيرا بدون اصلاح درآمد وهزينه در خانه، اصلاح اقتصاد جامه غير ممكن و يا حداقل دشوار است. تقاضاهايي كه انسان‌ها در زندگي بر اساس نياز، تعليم و تربيت، تبليغات و آموزش خانواده است؛ برخي از اين نيازها مثل نياز انسان به آب و غذا يك نياز اما نيازهاي غير واقعي، نيازهايي است كه انسان بر اساس علاقه و تبليغات و ... به آن‌ها احتياج پيدا مي‌كند مثل نياز به سيگار كشيدن. حركت به سمت اصلاح الگوي مصرف درك صحيح از شرايط اقتصادي در خانواده و درست مصرف كردن از حداقل‌ترين امكانات براي رسيدن به حداكثرترين بازده و بهره‌برداري است. از اين رو تغييرات آن تغييرات ساده‌اي نيست و نياز به برنامه‌ريزي دقيق و صحيح دارد. مردم بايد در رفتارها و روش‌هاي مصرفي خود تجديد نظر نمايند و در بستر زمان تعليم وتربيت خودرا به فرزندشان منتقل كنند.  در اينجا نقش نظام‌هاي آموزشي كشور نيز ملاك است كه ببينيم تا چه حد مي‌تواند تأثيرگذار باشد و مردم را به سوي مسير واقعي سوق دهند، همانطور كه تجربه موفق كشوري مثل ژاپن در نوع رفتارهاي آنان از سخت‌كوشي و قناعت پيشگي‌شان ناشي از تأثير آموزش و پرورش و برنامه‌ريزي خانوادگي‌شان سرچشمه مي‌گيرد ما نيز مي‌توانيم با الگوي گرفتن از آنان روشهاي صحيح را در قالب‌هاي ديگر در زندگي خود جا بياندازيم.

اما مسئله اينجاست كه چون‌ خانم‌ها مديرخانه و مدير در امور منزل هستند؛ از اين رو زنان و دختران اين نقش را در تحقق اهداف پايدار ساماندهي الگوي مصرف در زمينه‌هاي مختلف دارند.

الان وقت آن رسيده است كه بعد از گذشت3 دهه از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و ديدن اينكه در همه ابعاد مختلف در اوج قدرت هستيم، ساماندهي مصرف را در همه زمينه‌هاي زندگي داشته باشيم البته اين كار تنها به عهده مديران و مسئولان اجرايي كشور نيست بلكه فرد فرد ملت ايران، خانواده‌ها و به ويژه زنان و دختران كشور در اين زمينه همكاري لازم را بايد انجام دهند. امروز دشمنان نظام جمهوري اسلامي ايران نگران اين هستند كه با اصلاح الگوي مصرف مردم، بازار كالاهاي آنان راكد شود و ايران از كشوري مصرفي به كشوري توليد كننده و برنامه‌ريز تبديل شود. اين را نيز نبايد فراموش كنيم برنامه‌ريزي و درست مصرف كردن به معناي كم مصرف كردن يا مصرف نكردن نيست و به آن نمي‌توان الگوي صحيح گفت بلكه بايد مصرف بهينه صورت بگيرد؛ همانطور كه در قرآن مجيد در مورد خوردن و آشاميدن آمده است:‌«‌كلوا و اشربوا و لا تسرفوا»‌ بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نكنيد. اما متأسفانه امروزه شاهديم كه در مسئله نان چقدر اسراف صورت مي‌گيرد بخش عظيمي از اين نعمت دور ريخته مي‌شود. نانوايان محترم بايد در نحوه پخت نان دقت لازم را داشته باشند تا قسمت‌هاي زيادي از نان به مصرف برسد و خانواده‌ها هم در حد نيازشان بايد نان تهيه كنند. مصرف تنها در خوردن و پوشيدن نيست بلكه ما بايد حتي از وقت خودمان نيز استفاده بهينه داشته باشيم.

زنان در خط مقدم اصلاح الگوي مصرف قرار دارند

تغيير فرهنگ مصرف در خانواده‌ها به خصوص در ميان زنان از اساسي‌ترين اقدام براي اصلاح الگوي مصرف در جامعه است. اصلاح فرهنگ مصرف غيرضروري به خصوص در ميان زنان يك ضرورت براي اصلاح الگوهاي مصرفي در سطح خانواده و اجتماع است كه براي تحقق ايده‌هاي مصرف درست و بهينه‌ در ميان خانواده‌ها بايد با فرهنگ‌سازي كرد. اگر زنان جامعه نسبت به الگوها و رفتارهاي مصرفي توجيه شوند مسلماً بر فرزندان و تمامي اعضاء‌ جامعه تأثير مثبت و مستقيمي خواهند داشت.

مدير كل امور بانوان و خانواده استانداري تهران خواستار تدوين مجموعه‌اي از دانش‌هاي لازم جهت مصرف درست از اقلام مصرفي توسط دستگاههاي اجرايي شد و تصريح كرد: « به عنوان مثال شركت آب مي‌تواند با آموزش‌هاي ساده راه‌هاي صرفه‌جويي در مصرف آب و حتي نگهداري و تعميرات جزئي را به بانوان به صورت تدوين شده ارايه دهد.

زنان سفيران اصلاح الگوي مصرف در كشور هستند

در قرآن كريم به واژه مونث و مذكر زماني اشاره شده كه انسان روي كره زمين دو نفر بوده‌اند و مذكر كسي است ه بايد به او تذكر داده شود در واقع مادران هستند كه فرزندان خود را بهشتي مي‌كنند. زنان در طول تاريخ همواره نقش مهمي داشتند شايد يكي از فلسفه‌هاي مادر بودن حضرت مريم براي حضرت عيسي مسيح معجزه الهي است اما قطعاً مي‌توان پيرامون اين مهم هم تحقيق كرد كه آيه معجزه الهي است اما قطعاً مي‌توان پيرامون اين مهم هم تحقيق كرد كه آيه كفي براي حضرت مريم پيدا مي‌شد تا فرزندي چون عيسي مسيح متولد شود سيد صولت مرتضوي افزود حضور زنان در جنگ و در ايام اعياد و راهپيمايي‌ها آفرين بوده است و تداوم در اين حضور اثر بخش است وي گفت يكي از نقش‌هاي شور بانوان تربيت صحيح فرزندان است كه با توجه به اين نقش زنان بايد قدر خود را بدانند. در رابطه با اصلاح الگوي مصرف نقش عمده برعهده بانوان است زيرا مهمترين مصاديق اسراف، اسراف در مصارف غذايي و انرژي است و زنان به عنوان سفيران اصلاح الگوي مصرف ايفاي نقش مي‌كنند.


 

نقش زنان در اصلاح الگوي مصرف

امروزه در تمام جوامع صحبت از مصرف بي‌رويه انرژي و نگراني‌هاي ناشي از كمبود آن مي‌باشد. كشور ما نيز با توجه به نامگذاري امسال به نام سال اصلاح الگوي مصرف، برآنيم تا هر چه بيشتر درجامعه و دركانون گرم خانواده‌ها با مساعدت و مديريت مادران، آموزش، بسترسازي مناسب نهادينه شود. بيشتر فعاليت‌هاي اقتصادي خانواده با بانوان است، بنابراين مادران با مديريت صحيح اين بخش نقش مهمي در اصلاح الگوي اقتصادي جامعه و خانواده برعهده دارند.

خانواده در مصرف تابع زنان خانواده است؛ بنابراين درك زنان از اصلاح الگوي مصرف مي‌تواند در همه خانواده‌ها تأثرگذار باشد. زنان بايد در رابطه با نحوه درست مصرف كردن توجيه شوند و آموزش ببينند تا منجربه صرفه‌جويي در جامعه و خانواده شود. اصلاح الگوي مصرف نيازمند بازنگري است، به اين دليل كه بسياري از خريدها از طريق بانوان انجام مي‌شود، نياز واقعي نيست، بلكه يك عادت يا تقليد از ديگران است. الگوي تحميلي زمان، مكان و تبليغات فرد را به صورت ناخودآگاه مجاب مي‌شود وسايل و اقلام مختلف نياز است؛ در حالي كه اين نياز، فقط يك نياز كاذب است. الگوي غلط مصرف در زنان، چشم و هم چشمي، نتيجه حساسيت‌هايي شده است. حساسيت زنان به جاي اينكه به امور  مهم معطوف شده باشد برمسائل جانبي سايه انداخته است در واقع برخي از زنان با مصرف بي‌حد مي‌خواهند به نيازهاي خود پاسخ دهند. هر اندازه دانش، آگاهي، و حساسيت زنان بيشتر شود و درك اقتصاد زمينه بيابند نسبت به طريقه مصرف حساس مي‌شوند.  زناني كه در خارج از خانه اشتغال دارند و حقوق دريافت مي‌كنند در مصرف درست از درآمد خود برنامه‌ريزي داشته و نسبت به طريقه استفاده از آن حساس هستند. زنان زماني كه در منزل حضور بيشتري دارند و خانه دارند بيشتر به پول نسبت مي‌دهند و به طريقه درست مصرف كردن آن آگاهي ندارند. آگاهي و رشد فرهنگي و اجتماعي بانوان هر چه بيشتر مي‌شود تا زنان تحت تأثير عادت و تبليغات قرار نگيرند و الگوي مصرف به اصلاح برسد.

اگر مادران در كودكي به فرزندان خود صرفه‌جويي را نياموزند، الگوهاي مصرفي درست جايگزين الگوي مصرف مناسب در زندگي آنها مي‌شود. مادران بايد به فرزندان خود بياموزند كه از منابعي كه در اختيار دارند به طور صحيح استفاده كنند تا در آينده دچار مشكل نشوند.  زنان و مادران با توجه به اينكه حضور پررنگ‌تري در اجتماع و خانه مي‌توانند بر مسايل صرفه‌جويي هر چند كوچك نظارت كنند، براي مثال بعضي از مادران زماني كه براي خانواده شام يا نهار آماده مي‌كنند و بعد باقي مانده غذا را دور مي‌ريزند در صورتي كه اگر غذا به مقدار لازم درست كنند از اسراف جلوگيري مي‌كنند. زنان به علت حضور بيشتر در منزل حتي بر نحوه استفاده از نيروي برق مي‌توانند كنترل داشته باشند،‌ به طوري در ساعت اوج مصرف برق از روشن كردن وسايل برقي جلوگيري كنند.  اصلاح الگوي مصرف نه تنها در استفاده از نيروي برق بلكه بايد در مورد تنظيم مقدار مصرفي مواردي مانند آب، تلفن، گاز و حتي زمان باشد.  

سخنگوي كار گروه تحول اقتصادي در گفت و گو با خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس در خصوص يارانه‌ها در اصلاح الگوي مصرف خاطر نشان كرد: فرمايشات نوروزي مقام معظم رهبري در سال 1388 به سال اصلاح الگوي مصرف علاوه بر آنكه حاكي از اهميت موضوع از نگاه اقتصاد و جامعه است، نشانگر اين واقعيت است كه با گذشت 30 سال از  اجراي 4 برنامه توسعه هنوز قادر به حل اين معضل اساسي در اقتصاد كشور نيستيم وي با بيان اين كه فرمايشات مقام معظم رهبري هشداري به سياست اقتصادي كشور براي برنامه‌ريزي و چاره‌جويي در اين خصوص است،‌بررسي دربارة اين خصوص را قابل توجه دانست.

نقش زنان در برنامه‌ريزي براي اصلاح الگوي مصرف را جدي بگيريم

خانواده مكاني براي رشد افراد و شكل گرفتن شخصيت‌ها و تثبيت‌ هنجاري‌هاي جامعه است، زنان در خانواده نقش محوري دارند و اين نقش در جامعه بي‌بديل است. بررسي در حوزه‌هاي مختلف نشان مي‌دهد كه سليقه‌زنان، جامعه را به سوي تنوع توليد سوق مي‌دهد. نحوه مصرف زنان، الگوي مصرفي جامعه و ميزان مصرف را جهت مي‌دهد، چشم و هم چشمي‌ها عاملي براي مصرف‌گرايي است و نقش زنان در كنترل اين مصرف گرايي بسيار مؤثر است. ارائه الگوي صحيح مصرف به زنان جامعه،‌انگيزه اصلاح الگوي مصرف را به وجود مي‌آورد و نقش مؤثر زنان در خانواده را به زنان يادآوري مي‌كند.  زنان جامعه بايد آگاهي لازم را در مورد اصلاح الگوي مصرف پيدا كنند و با روحيه احساس تكليف و مسئوليت و برنامه‌ريزي صحيح مصرف خانواده‌ها را جهت دهند.

زنان جامعه بايد تأثير صرفه‌جويي را به طور ملموس ببيند تا سريعتر در جريان اصلاح الگوي مصرف وارد شوند و نيز علاوه بر انگيزه معنوي، انگيزه مادي براي آنان ايجاد شود تا در اقتصاد جامعه هم سهيم باشند.

چرا اصطلاح الگوي مصرف؟

به نظر مي‌رسد كه در انتخاب نامگذاري سال 88  خورشيدي، توجه ويژه‌اي به بخش مصرف حوزه اقتصادي شده است.  اما اين پرسش مطرح است كه چرا از مسائل مهمي كه در حوزه مسائل و موضوعات اقتصادي از توليد تا توزيع تا مصرف وجود دارد، تنها بر مسايل مربوط به حوزه مصرف، توجه و تأكيد ويژه‌اي با انتخاب نام سالي شده است؟

چه چيزي موجب شده تا رهبران كشور، مسأله اصلاح الگوي مصرف را مهم تلقي كنند و بر بازسازي و اصلاح الگوي موجود مصرف در كشور تأكيد نمايند و آن را به عنوان دغدغه دولت و ملت قرار دهند؟

به نظر مي‌رسد كه آن چه توجه رهبران و دولتمردان را به خود مشغول كرده و جلب نموده، وجود امكانات، توانمندي‌ها و ظرفيت‌هاي بسيار است كه كشور از آن برخوردار مي‌باشد ولي به سبب مصرف بي‌رويه و نادرست آن، به جاي آن برخوردار مي‌باشد ولي به سبب مصرف بي‌رويه و نادرست آن، به جاي آن كه در مسير تمدن سازي و  پيشرفت و شكوفايي اقتصادي كشور و جامعه قرار گيرد، به هرز مي‌رود و تباه مي‌شود. اين مسأله اختصاص به حوزه خاصي چون انرژي ندارد بلكه همه حوزه را پوشش مي‌دهد. نگاهي به آمارهاي رسمي وغير رسمي كشور نشان مي‌دهد كه چگونه بسياري از ظرفيت‌هاي كشوري به هدر مي رود. از بخش انرژي گرفته تا بخش تغذيه تا بخش آب تا بخش استعدادهاي درخشان و علمي، توليدات كشور چنان ناديده و هدر مي‌رود كه مي‌توان با آن تمدن عظيمي  و جهاني را پي ريخت.  جالب اين است كه بخش عمده‌اي از مصرف بي‌رويه را مي‌بايست در بخش دولتي ديد. اگر بخش‌هاي خصوصي و يا عمومي، گرايش‌ به مصرف بي‌رويه دارد، به سبب نادرستي الگوي مصرفي است كه  از طريق بخش دولتي به طور مستقيم و غير مستقيم به جامعه القا مي‌شود؛ زيرا چنان كه در روايت درست و صحيح آمده است مردمان بر دين ملوك و رهبران خويش هستند و اين دولت‌ها هستند كه رفتار مردم را مي‌سازند و تعيين جهت مي‌دهند. بنابراين بخش دولتي، از مهم‌ترين بخش‌هايي است كه نيازمند انتخاب و تعيين الگوي صحيح مصرف است  تا بخش‌هاي ديگر با الگوبرداري و متأثر از آن در مسير درست مصرف قرار گيرند.

ارايه الگوي صحيح و اصلاح الگوي موجود مصرف، به معناي حفظ، تقويت، سامان‌دهي به ظرفيت‌ها و امكانات بي‌پايان كشوري است كه مي‌خواهد در دور ه معاصر تمدن اسلامي را بازسازي و جامعه نمونه‌اي را براي ارايه به ديگر جوامع، معرفي كند. از اين روست كه از ميان اصلاح الگوي توليد و توزيع و مصرف، به اصلاح الگوي مصرف در بخش‌هاي دولتي و خصوصي و عمومي توجه داده شده است .

اما چرا سالي براي اين مسأله اختصاص و نامگذاري شده است؟ به چه علت و سببي نياز است كه بر اين مسأله تأكيد شود و با چه روشي تأكيد شود؟

غرفه‌سازي و افكارسازي

مي‌دانيم كه يكي از روش‌هاي اهتمام و توجه‌ بخشي به چيزي، ايجاد دغدغه عمومي و متأثر ساختن افكار عمومي از راه غرفه‌سازي است. غرفه‌سازي جامعه در چيزي مي‌تواند فرصت‌ها و امكانات را در جهت و مسير مشخص و برنامه‌ريزي شده‌اي قرار دهد. اگر بتوان افكار عمومي را از طريق غرفه‌سازي درگير كرد، مي‌توان اميد داشت كه دولت و ملت بتواند بر  اساس برنامه مشخص وتعيين شده‌اي چون چشم‌انداز بيست‌ساله و يا تفكر تمدن‌سازي به اهداف خويش دست يابد. اما اين زمان ممكن و  شدني است كه هم و غم خرد وكلان جامعه از توده‌هاي مردمي تا رهبران و مسئولان دولتي شود.

بنابراين با غرفه‌سازي مي‌توان افكار عمومي را ساخت و جهت بخشيد . اين همان كاري است كه پيامبر گرامي(ص)‌در طول مأموريت بيست و سه ساله خويش انجام داد و همگان را با مسأله تمدن اسلامي درگير ساخت، به گونه‌اي كه هيچ حركتي بيرون از دايره تمدن سازي صورت نمي‌گرفت. از اين روست كه در عصر نبوي، قوانين و مقررات و دولت و نيز دولتمردسازي در راستاي اين هدف مشخص بوده است.

اصلاح در ساختار مصارف دولتي

چنان كه گفته شد دولتي مهم‌ترين و اساسي‌ترين بخش در حوزه مصرف است؛ زيرا بي‌گمان مهم‌ترين مصرف كننده منابع متعدد و متنوع كشور، دولت مي‌باشد. چنان كه دولت، با اصلاح الگوي مصرف خود مي‌تواند فرصت الگوبرداري را به ديگر بخش‌ها بدهد.

از اين روست كه در اسلام بر الگوي ‌سازي رهبران و دولتمردان تأكيد شده است و پيامبر و به ويژه پيامبر اكرم(ص) و اهل بيت (ع)‌ به عنوان رهبران نظام ولايي اسلام، به عنوان الگوهاي كامل در همه حوزه‌ها معرفي و به جوامع بشري شناسانده شده است.  از اين روست كه حضرت يوسف(ع)‌براي مديريت جامعه به ويژه براي مديريت بحران و گذر از عقب ماندگي و خشكسالي و تهديدهاي جدي كه نظام سياسي بلكه اجتماعي جامعه مصر را تهديد مي‌كرد، خود مسئوليت مديريت اقتصادي را در دست گرفت و با ارايه الگوهايي در توليد و توزيع و مصرف منابع كشوري و حتي حضور در بخش مديريت به شكل عملي به عنوان امين و خزانه‌دار دولت و ملت كوشيد، تا جامعه‌اي نمونه‌اي را رد مصر باستان معرفي كند.

از نظر اسلام و قرآن، بخش‌هاي دولتي چون ملا (اشراف) كه بزرگان و صاحبان نفوذ از جهت قدرت و امكانات مادي هستند،با در اختيار داشتن بخش اعظم قدرت و ثروت مي‌تواند هم مفيد و سازنده باشد و هم موجبات تباهي و نيستي جامعه را فراهم آورد.

آنان به خود اجازه مي‌دهند هرگونه كه مي‌خواهند سرمايه‌هاي جامعه را مصرف كنند. مصرف بي‌رويه و بي‌برنامه آنان است كه ظلم و ستم را گسترش مي‌دهد؛ زيرا اصولاً خود مصرف بي‌رويه، نوعي ظلم و ستم در حق جامعه‌اي است كه مردمان بسياري به لقمه‌اي براي سد جوع و رفع گرسنگي بدان نيازمند هستند. بر اساس اين شيوه رفتاري نامتعادل و بيرون از دايره انسانيت است كه خداوند در آيات 11 تا 13 سوره انبياء،‌ اشراف و دولتمرداني را كه رفتارهاي ظالمانه و زياده خواهانه دارند، تمسخر و استهزا مي‌كند؛ زيرا آنان مردماني مترف و انسان‌هايي مستكبر هستند.(مؤمنون آيات 64 و 66 و 67)

بهينه‌سازي مصرف در جامعه

از ديگر شيوه‌هايي كه مي‌بايست در جامعه مورد تأكيد قرار گيرد، بهينه سازي مصرف منابع ملي و شخصي است. در آيات قرآني بر اين نكته توجه شده است كه با سد‌سازي و بهره‌گيري درست از منابع آبي مي‌توان به رشد و شكوفايي اقتصادي دست يافت.

اين مطلب را مي‌توان در گزارش قرآن از قوم سبا به دست آورد كه آنان با ايجاد سد مارب و ديگر بندآب‌هاي كوچك و  بزرگ و هدايت آن و نيز مديريت آب و مصرف آن توانستند بوستان‌ها و گلستان‌هاي بسيار را ايجاد كرده و  آبادي‌ها و پرديس‌هاي چندي را پديد آورند.

تأكيد بر مسايل محيط زيستي و دوري از اسراف و تبذير به ويژه در مواد غذايي در راستاي تأمين امنيت غذايي جامعه از ديگر مواردي است كه در آيات سوره يوسف به عنوان راهكاري عملي براي جوامع بشري گزارش شده است.  جامعه نمونه و آرماني مي‌بايست ياد بگيردكه از هر چيزي به درستي بهره گيرد.

اين مطلب را مي‌توان در گزارش قرآن از قوم سبا به دست آورد كه آنان با ايجاد سد مارب و ديگر بندآب‌هاي كوچك و بزرگ و هدايت آن و نيز مديريت آب و  مصرف آن توانستند بوستان‌ها و گلستان‌هاي بسيار را ايجاد كرده و آبادي‌هاو پرديس‌هاي چندي را پديد آورند.

تأكيد بر مسائل محيط زيستي و دوري از اسراف و تبذير به ويژه در مواد غذايي در راستاي تأمين امنتيت غذايي جامعه از ديگر مواردي است كه در آيات سوره يوسف به عنوان راهكاري عملي براي جوامع بشري گزارش شده است.